بنیان مرصوص

تحلیل دعاهای صحیفه سجادیه

بنیان مرصوص

تحلیل دعاهای صحیفه سجادیه

بنیان مرصوص

کسی را به این وب دعوت نمی کنم
اگه اومدی بدون رزقت بوده که میهمان امام سجاد علیه السلام بشی
البته اگه دوست داشته باشی هر وقت به روز شدیم خبرت می کنم
در مورد لینک هم اگه کسی درخواست کنه در خدمت هستیم
اگر ما رولینک کنید انشاالله برکت وبتونه چون از امام سجاد علیه السلام می گیم و از غربت صحیفه

بایگانی

فــــرار از خداوند ؟! (قسمت سوم دعای 52)

چهارشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۲، ۱۱:۲۰ ق.ظ


قسمت سوم از تحلیل دعای پنجاه و دوم صحیفه سجادیه


« فــــرار از خداوند ؟! »


مشتاقین به ادامه مطلب سری بزنند


أَوْ کَیْفَ یَسْتَطِیعُ أَنْ یَهْرُبَ مِنْکَ مَنْ لَا حَیَاةَ لَهُ إِلَّا بِرِزْقِکَ

با توجه به آیه ای که حضرت در ابتدای این دعا از سوره آل عمران ( إِنَّ اللَّهَ لَا یخَْفَى‏ عَلَیْهِ شىَ‏ْءٌ فىِ الْأَرْضِ وَ لَا فىِ السَّمَاء 5 ) آوردند، که هیچ چیز در آسمان و زمین(هستی) از او پنهان نیست، در این قسمت از دعا می فرمایند چگونه می توانند از تو فرار کند کسی که زنده بودن او وابسته به روزی دادن توست.

کلمه «رزق» در قسمت اول از این عبارت را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهیم.

«رزق» در لغت به معنای  بخشش مخصوص با توجه به نیاز طرف، مطابق احتیاجی که حیات آن وابسته به آن رزق می باشد. این بخشش دارای دو خصوصیت دیگر نیز هست و آن کثرت و مداومت است.[1]

پس در این کلمه و مصادیق خارجی آن این مفاهیم و حقائق نهفته است. 1: بخشش مخصوص 2: بخششی که در آن به نیازهای طرف مقابل توجه شده است. 3: بخششی شرط حیات بستگی به آن دارد. 4: بخششی که با کثرت همراه است. 5: بخششی که مداومت دارد و منقطع نیست. 6: رزق فقط حلال است و نمی شود کسی رزقش حرام باشد. 7: رزق فقط از جانب خداوند است[2].

اگر همه این معانی و مفاهیم با هم در یک چیز جمع شوند به آن رزق می گویند اما اگر بخشش بود بدون توجه به نیاز به آن انعام و اعطاء گویند و همین طور بقیه امور مانند انفاق و احسان و... با قیود دیگر رزق خارج می شوند.

گاهی کسی به تو چیزی هدیه می دهد گرچه تو را خوشحال می کند، اما نیاز واقعی تو را بر طرف نمی کند، به این رزق نمی گویند.

گاهی ممکن است نیاز واقعی ترا بر طرف کند اما عدم بر طرف شدن آن نیاز، خللی در حیات تو ایجاد نمی کرد. یعنی بر طرف شدن و نشدن نیاز، ربطی به حیات تو نداشت، مانند بسیار از نیازهایی که ما داریم و با بر طرف نشدن آن در فرایند حیات ما مشکلی به وجود نمی آید، به این هم رزق نمی گویند.

گاهی می شود که نیاز حیاتی من بر طرف می شود اما دائمی نیست. مثلا فقط در مدتی زمان معین و کوتاهی نیاز حقیقی من را بر طرف می کنند. باز هم به این رزق نمی گویند.

اما گاهی با بخششی نه تنها نیاز حقیقی و حیاتیم را بر طرف می کنند بلکه این بخشش دائمی و با کثرت فراوان است. مثل نیاز ما به اکسیژن.

نیاز ما به اکسیژن هم نیاز حیاتی است و هم حیات ما بسته به بودن آن است.  نیاز ما به آب و غذا نیز از همین قسم است.

نکته مهمی که می بایست در «رزق» به آن توجه کرد، این است که رزق هر موجودی با توجه به موقعیت او می باشد.

مثلا رزق ملائکه با رزق انسانها و حیوانات و... متفاوت است. یعنی هر موجودی بر حسب مقامی که دارد از نیازهای روحانی و مادی از خداوند رزق می گیرد.

رزق مصادیق متفاوت دارد گاهی رزق در مادیات است و گاهی در معنویات، مانند رزقی که شهدا نزد خداوند دارند و از آن روزی می خورند.

گاهی هم رزق مصادق عام تری از این دو دارد و شامل رزق دیگران نیز می شود. مانند این آیه از قرآن کریم که می فرماید: « وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها، 6 هود» شبیه به همین آیه در سوره عنکبوت است. خداوند در آیه 60 این سوره می فرماید هر جنبنده ای- دَابَّةٍ - در هستی هست رزق آن با خداوند است. تفاوتی که آیه سوره عنکبوت با آیه سوره هود دارد در این است که دابه در سوره هود مقید به ارض شده است ولی در سوره عنکبوت بدون ارض آمده است.« وَ کَأَیِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ یَرْزُقُها وَ إِیَّاکُمْ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ» به همین دلیل شاید صحیح باشد که بگوییم دابه در آیه به طور مطلق به تمام جنبندگان در هستی اشاره دارد. دابه در لغت به معنای موجود زنده ای است که حرکت می کند اما چه نوع حرکتی؟

اصل این واژه به حرکت و نفوذ آب که موجب رطوبت می شود و حواس ظاهری متوجه حرکت آن نمی شوند.[3]

با توجه به معنای لغوی دابه، وسعت رزق الهی را می یابی که دایره رازق بودن او تا چه اندازه وسیع است. و این دایره مفهومی وسیع مصادیق بسیاری را در خود جای می دهد به گونه ای که من انسان هم به عنوان یک مجموعه مرکب از او رزق می گیرم و هم به صورت جزئی، تمام سلول های ما با همه تنوعی که دارند هر لحظه روزی خور او هستند، هر سلولی که در من حرکتی دارد و «دابه» است روزی خور اوست و این نکته لطیفی است که در مورد دیگر موجودات مرکب هم، جاری است یعنی هم تمام اجزاء آنها روزی خور او هستند و هم مرکب و کل آنها.

یکی از نکاتی که در معنای رزق می بایست به آن توجه کرد این است که خداوند می فرماید، کسی غیر خداوند رزق و روزی رساندن به مخلوقات را ندارد. چناچنه در آیه 73 سوره نحل به آن اشاره کرده است و می فرماید« وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَمْلِکُ لَهُمْ رِزْقاً مِنَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ شَیْئاً وَ لا یَسْتَطیعُونَ» مشرکان غیر از خدا چیزهایی را می پرستند که رزقی در اختیار ندارند تا به وسیه آن به دیگران رزق برسانند و نه توانایی رزق رساندن را دارند.

نکته جالب در این آیه این است که، چیزهایی که مشرکین به عنوان معبود و رازق می پرستند، نه مالک رزق هستند تا بتوانند رزق برسانند و نه توانایی مالک شدن را دارند. یعنی کسی می تواند رازق باشد که مالک نیز باشد. آنها چون مالک نیستند پس رازق هم نمی توانند باشند.

آیه دیگری شبیه به هیمن آیه در سوره عنکبوت است که خداوند در آن می فرماید« إِنَّما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْکاً إِنَّ الَّذینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْکُرُوا لَهُ إِلَیْهِ تُرْجَعُون‏ 17»

در این آیه نیز مانند آیه قبل به رازق نبودن معبودهای دروغین اشاره می کند چرا که آنها مالک چیزی نیستند، نکته جدیدی که در این آیه به آن اشاره می کند این است که می فرماید« فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ» یعنی روزی را فقط از خداوند بطلبید (نه چیز دیگر چرا همه موجودات دیگر به صورتی روزی خور خداوند هستند).

در رزق هفت مفهوم جمع شده است که به طور خلاصه معنای آن این جمله می شود: «بخششی که در آن به نیازهای حیاتی توجه شده است و با کثرت وسیع مداومت دارد. بخششی حلال از جانب خداوند»

با توجه به این توضیحات حضرت سجاد علیه السلام در این قسمت از دعا می فرماید: چگونه کسی می تواند از تو فرار کند در حالی که رزق او در دست توست.

یعنی

چگونه کسی می تواند از تو فرار کند در حالی که تنها رازق تو هستی. این بخشش به دست توست؟

چگونه کسی می تواند از تو فرار کند در حالی که به بخشش های تو نیاز حیاتی دارد؟

چگونه کسی می تواند از تو فرار کند در حالی که نیازهای حیاتیش، به تو دائمی است؟

چگونه کسی می تواند از تو فرار کند در حالی در کثرت و وسعت زیاد به تو نیاز دارد؟

وقتی که تنها رازق تو هستی و همه موجودات هم، آن به آن نیاز به رزق تو دارند، دیگر فرار کردن از دایره حکومت تو برای او امکانی ندارد.

اگر تو لحظه ای رزقت را از موجودی باز داری دیگر حیاتی ندارد که بتواند فرار کند.

شبیه همین تعبیر را حضرت در دعای 50 صحیفه دارند، که در قسمت ابتدای این دعا می فرمایند:« وَ لَوْ أَنَّ أَحَداً اسْتَطَاعَ الْهَرَبَ مِنْ رَبِّهِ لَکُنْتُ أَنَا أَحَقَّ بِالْهَرَبِ مِنْکَ » اگر کسی قدرت فرار کردن پروردگارش را داشت من از همه به این فرار سزاوارتر بودم. در فراز دیگری از همین دعا می فرماید« اللَّهُمَّ إِنَّکَ طَالِبِی إِنْ أَنَا هَرَبْتُ ، وَ مُدْرِکِی إِنْ أَنَا فَرَرْتُ» خدایا اگر از تو بگریزم تو طالب منی و اگر بخواهم فرار کنم تو به دنبال من خواهی بود.

در دعای 12 نیز می فرماید:« وَ لَا مَهْرَبَ لَهُ عَنْکَ» هیچ گریزگاهی بنده تو برای فرار از تو ندارد.

آنچه در این عبارت جای سوال دارد این است که چرا حضرت در قسمت از دعا سخن از فرار دارند؟

یعنی وقتی که می خواهند دایره رزق و علم خداوند را مطرح نمایند سخن از امکان نداشتن فرار (هرب)می کنند؟

این واژه یک مرتبه در قرآن سوره جنّ مورد استفاده قرار گرفته است و آن را اجنه در هنگام نزول وحی در هنگامی که با آسمانها تماس گرفته بودند بیان کردند.

« وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن نُّعْجِزَ اللَّهَ فىِ الْأَرْضِ وَ لَن نُّعْجِزَهُ هَرَبًا 12 جنّ» ترجمه« و اینکه ما یقین کردیم که هیچ کس از ما نمى‏تواند خدا را در زمین عاجز کند و یا از زمین بگریزد به طورى که خدا از گرفتن و عقوبت او عاجز شود،  ترجمه المیزان»

در این آیه شریفه جنّیان که قدرت های بیشتری از انسانها داشتند اقرار می کنند که ما در برابر قدرت خداوند عاجز هستیم به صورتی که دیگر یقین کردیم نمی توانیم از قدرت او بگریزیم و فرار کنیم.

در اینجا تعبیر این است که نمی توانیم از قدرت خداوند فرار کنیم، اما در ادعیه از این واژه در تعبیر جالب تری استفاده شده است.

ابتدا به تعبیراتی که در دعاهای صحیفه سجادیه شده اشاره می کنم.

در دعای 32 می فرماید« فَأَوْقَعَنِی وَ قَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ مِنْ صَغَائِرِ ذُنُوبٍ مُوبِقَةٍ ، وَ کَبَائِرِ أَعْمَالٍ مُرْدِیَةٍ »

شیطان مرا به زمین زد در حالی که از گناهانی کوچکی که موجب هلاکت می شود و گناهان بزرگی که سبب پستی انسان می شود به سمت تو فرار می کردم.

در دعای 21 حضرت می فرماید: «وَ  إِلَیْکَ الْمَفَرُّ وَ الْمَهْرَبُ» فرار و گریز به سمت توست. پس در ادامه حضرت می فرماید« وَ أَجِرْ  هَرَبِی » به این فرار کردن من تو پناه بده.

شبیه به این تعبیرات در دیگر ادعیه هم داریم.

در دعایی که جزء اعمال سحر جمعه است، چنین می خوانیم « هَرَبْتُ إِلَیْکَ بِنَفْسِی یَا مَلْجَأَ الْهَارِبِین» به سمت تو فرار کردم ای پناهگاه فرار کنندگان.

و در مناجات شعبانیه هم شبیه به همین تعبیر را داریم که می فرماید« فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْک» به سوی تو فرار کردم.

با توجه به این تعبیرات و تعبیری که در دعا 52 آمده چنین نتیجه گرفته می شود که نه تنها هیچ کس نمی تواند از قدرت خداوند فرار کند بلکه همه باید به سمت او فرار کنیم نه از او!

و این ادعیه موید قول حکما می شود که گفته اند« من خاف من شی‏ء هرب منه و من خاف‏ الله‏ هرب‏ إلیه‏»[4] کسی که از چیزی بترسد از آن فرار می کند و کسی که از خدا بترسد به سمت او فرار می کند.

نکته ظریف دیگری که در اینجا وجود دارد این است که تنها خداوند مهرب و پناهگاه فرار کنندگان نیست، بلکه کسان دیگری هستند که آنان نیز در طول خداوند پناهگاه فرار کنندگان هستند، چنانچه در زیارت حضرت امیر المومنین و حضرت سید الشهدا علیهما السلام به ترتیب چنین می گوییم. «وَ قَدْ هَرَبْتُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَیْک‏» و «وَ قَدْ هَرَبْتُ مِنْها الَى اللَّهِ وَ الَیْکَ».

دوباره به بیان حضرت سجاد علیه السلام بنگریم، حضرت در ابتدای این دعا می فرماید:«تو خدایی هستی که هیچ چیز در آسمان و زمین از تو پنهان نیست، مگر می شود چیز از تو پنهان باشد در حالی که تو خالق آنها هستی و چگونه برای تو مخلوقاتت قابل احصاء و شمارش نباشند در حالی که آنها مصنوع تو هستند؟ مگر می شود چیز از تو غایب باشد در حالی که تو دائما در حال تدبیر امور آنها هستی؟ ممکن است در اینجا این شبهه به ذهن بیاید که شاید کسی بتواند از تدبیر و احصاء خداوند فرار کند چنانچه برخی از مجرمین از دست حکومت های پر قدرت فرار می کنند در حالی که حکومت در اوج قدرت است و آن مجرم در نهایت ضعف!

برای دفع این شبهه حضرت عبارتی را که در این قسمت توضیح دادیم بیان می کنند که مگر می شود کسی از تو فرار کند در حالی که رزق او در دست توست، یعنی اگر او روزی خور تو است پس دائما تحت تدبیر تو بوده و اگر دائما تحت تدبیر تو باشد از تو غائب نیست و نمی تواند بر تو مخفی باشد.»



[1] - التحقیق ، 4/115- 116

[2] - آیات متعددی به این مساله اشاره دارد مانند: « إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاق‏  58 ذاریات»« اللَّهُ الَّذی خَلَقَکُمْ ثُمَّ رَزَقَکُمْ  40 روم» « اللَّهُ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ..... صُوَرَکُمْ وَ رَزَقَکُمْ  64 غافر» « أَمَّنْ هذَا الَّذی یَرْزُقُکُمْ إِنْ أَمْسَکَ رِزْقَهُ  21 ملک»

[3] - مفردات راغب، 1/306

[4] - شرح ابن ابی الحدید، 11/192

  • محمد جواد ابراهیمی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">